برگی از تاریخ: این چگونه بی‌طرفی ارتش یا به نظر آقای عباس قره باغی طرفداری از مل…

‫برگی از تاریخ: این چگونه بی‌طرفی ارتش یا به نظر آقای عباس قره باغی طرفداری از ملت و فقط ارتش بود؟ در کمتر از شش هفته دو سوم امضا کنندگان اعلامیه بی‌طرفی اعدام و یا فراری شدند!

«اعتراف به گناه»
سرانجام پس از گذشت ۲۲ سال آقای عباس قره باغی با نشر اعلامیه‌ای که بخشی از آن در کیهان لندن درج گردیده با نهایت درجه بی‌پروایی و با احساس غرور مسئولیت اعلامیه کذایی بی‌طرفی ارتش را در سیه روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و بزعم ایشان امروز با تغییر عنوان « اعلامیه حمایت از ملت و حفظ ارتش » به عهده گرفته است .
این شخص معتقد است که ایران را از جنگ داخلی نجات داده و از انهدام ارتش جلوگیری نموده است و آن وقت پیام جدیدی به ارتش امروز ایران فرستاده و سفارش نموده است که ارتش از ملت حمایت نماید. عجبا ! آیا ملت ایران از بلیات ۲۲ بهمن مصون ماند؟ آیا ارتش آن روز در ظرف کمتر از چهار ساعت عملا منهدم و تسلیم گروه‌های انقلابی چپ از همه قماش : فدایی و مجاهد خلق و تروریست‌های فلسطینی نشد؟ آیا در روزها و هفته‌های انقلاب بهترین و وطن پرست‌ترین و با ارزش‌ترین فرماندهان ارتش یعنی هم قطاران آقای عباس قره باغی بی‌رحمانه و به طرز فجیعی توسط آخوندهای خون خوار و پاسداران جنایتکار و تروریست‌های فلسطینی به قتل نرسیدند؟ این چگونه بی‌طرفی ارتش یا به نظر آقای عباس قره باغی طرفداری از ملت و فقط ارتش بود؟ در کمتر از ش هفته پیش دو سوم امضا کنندگان اعلامیه بی‌طرفی اعدام و یا فراری شدند. آیا در اثر پیامدهای این اعلامیه ملت و مملکت به قعر چاه عمیقی سقوط ننمود ؟ که هنوز پس از سپری شدن ۲۲ سال در تاریکی این چاه ذلت و بدبختی دست و پا می زند : آیا زن ایرانی که آزاد شده بود امروز از همان شرایط زندگی ثبل از انقلاب بهره مند است ؟ و در پوشش اسلامی محبوس نگردید . آیا صدها هزار نفر از مردان و جوانان ایرانی در جنگ هشت ساله که یکی از پدیده‌های خانمانسوز این انقلاب بود کشته نشدند و صدها میلیارد دلار خسارت به بار نیامد ؟ آری تمام این مواهب از تصدق سر حرکت تاریخی این افسر و امیر عالی درجه و صدور اعلامیه « حمایت از ملت و ارتش » او می باشد .
در اثر حمایت آقای عباس قره باغی امروز ملت ایران در چنان تنگنایی گرفتار شده که مجبور است بین بدترین ، بدتر و بد را برای نجات خود انتخاب نماید . امروز ملت ما برای رهایی از دست دژخیمان رفسنجانی و دار و دسته‌اش مجبور است متوسل به خاتمی‌ها و عبدالله نوری‌ها و خوئینی‌ها و ابراهیم یزدی‌ها بشود همان طور که در مثل آمده در جهنم عقربهایی وجود دارند که انسان به مار غاشیه پناه می برد .
در طول ۲۲ سال که از فاجعه ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ می گذرد آیا آقای عباس قره باغی کلمه‌ای بر علیه جمهوری اسلامی بیان کرده است ؟ و یا به عنوان یک سرباز و یکی از امرای ارتش حرکت ملی و اقدامی برای نجات نجات ایران نموده است ؟ آیا در طول این سالها غیر از حمله ، تهمت و ناسزا به مردانی که توسط دژخیمان خمینی به خاک و خون غلطیدند مطلب دیگری عنوان نموده است ؟ آیا مکرر در هر مصاحبه ، در هر نوشته و در هر نشریه زنده یاد شادروان دکتر شاپور بختیار را به باد ناسزا نگرفته ؟ آیا رفتاری که رژیم جنایتکار ولایت فقیه در روزها و هفته‌های انقلاب با هم قطاران آقای عباس قره باغی نمود هیچ گونه سنجشی که با رفتاری که در مورد ایشان گردید وجود دارد ؟ ایشان به راحتی و با آنچه که داشت از ایران خارج شد و هم اکنون در حالیکه بسیاری از افسران ارشد و امیران عالی درجه در کنج غربت با سختی‌های بسیار و در مضیقه برای زندگی روزمره دوران تلخی را می گذرانند ، آقای عباس قره باغی راحت و آسوده و مغرور به « اعلامیه حمایتش از ملت » !؟! مشغول سیر و گشت همراه سگ خود در خیابانهای منطقه شانزدهم نیست ؟ در همان منطقه‌ای که شادروان ارتشبد اویسی کمتر از دو سال به همراه برادرش به دست مباشران رژیم جنایتکار ولایت فقیه به قتل رسیدند . پس آقای قره باغی شما را به خدا دیگر از ملت و ارتش ایران حمایت نفرمائید ، همان بار اول برای هفت نسل کافی است .
ولی جای بررسی است برای چه در این موقع که ملت دست به گریبان با نظام ولایت فقیه است آقای قره باغی باز خود نمائی می نماید ؟بعید است که ایشان فاقد سلامتی فکر و قدرت تشخیص مسائل باشد و یا موضع خود را نزد ایرانیان درک نکنند . نهایتا چنین به نظر می رسد که ایشان خواسته اند به سرکردگان جمهوری اسلامی بفهمانند و به رخ آنها بکشند که خیلی مدیون توطئه او در روز ۲۲ بهمن نیستند و بایستی به انجام تعهدات و پاداش‌های خود پیش از پیش ادامه دهند .
ایشان به کدام ارتش پیام می فرستند ؟ اگر آن ارتش قربانی شده توسط دژخیمان خمینی می باشد ، که آقای قره باغی تا ابد منفور بازماندگان آن ارتش و خانواده‌های آنها می باشد اگر منظور ارتش امروز ایران است که مطلقا شناسایی از ایشان ندارد و حد اکثر او را به عنوان یک مهره سوخته می شناسد . پس دیگر آقای عباس قره باغی در موضعی نیستند که بتوانند پیام برای ملت و ارتش ایران بفرستند .
اما آقای قره باغی بایستی درک کنند که آینده ایران نه به دست جنایت کاران سپاه پاسداران و بسیج و غیره و نه به دست کارگردانان و پس مانده‌های نظام ولایت فقیه می باشد . رستاخیز و آینده درخشان ایران با نیروی عظیم و لایزال بیش از ۳۵ میلیون جوان آزاده و وطن پرست ایرانی جامع عمل خواهد پوشید و تاریخ است که عناصری چون شما را عادلانه ارزیابی خواهد نمود .

دکتر منوچهر رزم آرا – کیهان لندن شماره ۶۹۶ – ۵ مه ۲۰۰۰ – برگرفته از کتاب ژنرال « بی‌طرف » ، عباس قره باغی ، انتشارات سهند ، صفحات ۳۲۲تا ۳۲۴‬

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: